هزینه یابی بر مبنای هدف - قسمت اول
هزینه یابی بر مبنای هدف – قسمت اول
هزینه یابی بر مبنای هدف ؛ یکی از سیستمها ی هزینه یابی که مدتی است مورد توجه مدیران در تعیین قیمت تمام شده محصولات قرار گرفته است . بطور ساده هزینه یابی بر مبنای هدف ؛ سیستمی است که تحت آن به شرکتها این توانایی را می دهد که قیمتهای فروش ؛ بهای تمام شده و حاشیه سود مطلوب را با استفاده از تغییرات در الگوی ساخت محصول هدف تحصیل نمایند. اگر تولید محصولی در این قالب با سود اوری همراه باشد پس آن محصول بایست تولید شود. استفاده از این سیستم به مدیریت این امکان را می دهد که توانایی زیر نظر گرفتن یک محصول را از لحظه ای که طراحی می شود تا هنگامی که سیکل عمر اقتصادی آن تکمیل می شود را داشته باشد. در هر سیستم هزینه یابی بر مبنای هدف مراحل زیر لاجرم وجود خواهد داشت
1- مطالعات رفتاری بر روی محصول :
مطالعات رفتاری ؛اولین مرحله در اجرای هزینه یابی بر مبنای هدف است که عبارت است از مطالعه و بررسی بازار هدفی که شرکت می خواهد محصول را در انجا بفروش برساند . بر این اساس آنچه که مدیریت در این مرحله احتیاج دارد آنست که مجموعه ای از خصوصیاتی را که مشتریان از کالای مورد تقاضای خود انتظار دارند را مشخص نموده و همچنین حداکثر قیمتی را که مشتری حاضر است برای بدست آوردن این کالا بپردازد براورد نمایند. برای دست یابی به این دو فاکتور ؛ تیم مدیریتی می بایست در در خصوص بهای تمام شده هر کدام از خصوصیات منحصربفرد محصول بصورت جداگانه اطلاعاتی بدست اورند. در این مرحله می بایست مشخص شود اگرهر یک از ان خصوصات د طراحی محصول لحاظ شود چه تاثیری بر بهای تمام شده محصول خواهد گذاشت. بسته به اینکه چه روشی از روشهای هزینه یابی محصول بر مبنای هدف انتخاب شود ( در ادامه عنوان می شود ) ممکن است بعضی از خصوصیات حذف یا اضافه شوند و یا به تعویق افتند. در پایان این مرحله تیم مدیریتی از دید خوبی نسبت به قیمت محصول در باز ار هدف خواهد داشت و همچنین اگر خصوصیاتی از این محصول حذف یا اضافه شود چه بر سر قیمت محصول خواهد آمد .
2- مشخص نمودن حد بالای مجاز قیمت تمام شده :
در این مرحله ؛ تیم مدیریتی بایست مشخص کنند که حاشیه سود ناخالصی که از فروش محصول بایست تحصیل شود چقدراست. با کسر نمودن این حاشیه سود از بهای تمام کل محصول تولیدی ؛ تیم مدیریتی براحتی قادر خواهد بود که قبل از تولید یک محصول ؛ حداکثر بهای تمام شد ه مجاز آن را مشخص نمایند.
3- مهندسی محصول
با اطلاعات بدست امده از مراحل قبل ؛ اکنون تیم مهندسان و طراحان محصول می دانند برای طراحی محصول خود از چه الگویی بایست پیروی نمایند. یکی از نهادهایی که در این مرحله در هر سازمان از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است تدارکات محصول (procurement staff) است . اگر یک محصول دارای تعداد زیادی قطعات و اجزا باشد که بایست خریداری شوند چگونگی تهمیدات ارائه شده از طرف این ستاد در رسیدن طرح هدف به نتیجه بسیار مهم است. این ستاد می بایست قیمت کذاری محصول را بر اساس نیاز کیفیتی ؛ هزینه حمل و جابجایی و بموقع رسید اجزا براورده نماید . در این مرحله این ستاد ممکن است تصمیم بگیرد بعضی از اجزار را از بیرون سازمان خریداری یا از امکانات داخلی برای تولید ان استفاده نماید که خود بر پیچیدگی موضوع می افزاید. نهایتا اینکه در این مرحله می بایست خصوصیات محصول تولیدی برای کاهش بهای تمام شده تا حد امکان مشخص شود . مهندسان می بایست محصول را بگونه ای طراحی نمایند که الزامات از پیش تعیین شده محصول در مراحل قبل براورده گردد. حالت بهینه این طراحی ان است که الگوهای مختلفی از طراحی محصول ارائه گردد تا بتوان از بین الگو ها بهترین طرح را پذیرفت.
4-بهبود مداوم :
وقتی طراحی محصول به پایان رسید و الگوی محصول برای تولید مورد تصویب قرار گرفت ؛ کلیه تیم های در گیر این فرایند بهم پیوسته می شوند و هزینه یابی بر مبنای هدف محصول وارد فاز جدیدی می شود . در این مرحله تعداد بیشتری از مهندسان صنعتی خواهد بود که هدف فعالیت انها کاهش هر چه بیشتر بهای تمام شده محصول در طی عمر اقتصادی ان است. برای مثال در این مرحله کاهش بهای تمام شده ممکن است از ارائه راهکارهایی برای کاهش ضایعات در طی فرایند تولید حاصل شود که در حال حاضر این سیستم بعنوان "سیستم کایزن " شناخته می شود. و یا ممکن است از طریق کاهش بهای خرید قطعات از تامین کنندگان باشد. این فرایند بعنوان تلاش مداوم در کاهش بهای تمام شده ( ongoing cost reduction ) شناخته می شود که هدف ان کاهش بهای یک محصول در طی عمر ان و نهایتا افزایش سوداوری شرکت است .
ترجمه و تالیف : محسن امیدعلی